خانه » موسیقی » دکلمه شعر گرگ درون توسط داریوش

دکلمه شعر گرگ درون توسط داریوش

نمی دونم این همه الهاماتو زنده یاد ( این کلمه رو از ته قلبم می گم بدون تعارف رایج) فریدون مشیری از کجا و چی میگیره. مگه میشه یک انسان اینقدر نازک اندیش و به معنی واقعی کلمه انسان باشه. ترجمه این شعر رو از وبلاگ یکی از عزیزان گرفتم و بدون هیچ ویرایشی میزارم براتون البته با ذکر منبع ( امیدوارم که منبع اصلیش باشه)

گفت دانایى که گرگى خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

 

لاجرم جارى است پیکارى بزرگ

روز و شب مابین این انسان و گرگ

 

زور بازو چاره این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

 

اى بسا انسان رنجور و پریش

سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

 

اى بسا زورآفرین مردِ دلیر

مانده در چنگال گرگ خود اسیر

 

هرکه گرگش را دراندازد به خاک

رفته رفته مى‌شود انسان پاک

 

هرکه با گرگش مدارا مى‌کند

خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

 

هرکه از گرگش خورد دائم شکست

گرچه انسان مى‌نماید ،گرگ هست

 

در جوانى جان گرگت را بگیر

واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

 

روز پیرى گرکه باشى همچو شیر

ناتوانى در مصاف گرگ پیر

 

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند

گرگهاشان رهنما و رهبرند

 

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگها فرمان روایى مى‌کنند

 

این ستمکاران که با هم همرهند

گرگهاشان آشنایان همند

 

گرگها همراه و انسانها غریب

با که باید گفت این حال عجیب

دانلود شعر درون با حجم 5 مگابایت

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است