پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

      ۳۰ شهریور ۱۳۹۶      ۰       32324 بازدید        


روزنامه آسمان آبی – سجاد صداقت: این روزها فیلم سینمایی «تابستان داغ» نخستین ساخته ابراهیم ایرج زاد، روی پرده سینماها رفته است. فیلمی که بسیاری پس از تماشایش در جشنواره فیلم فجر، آن را یکی دیگر از محصولات تحت تاثیر سینمای اصغر فرهادی خواندند. فیلم با 12 مورد نامزد شدن رکورددار بیشترین نامزد شدن در همه دوره های جشنواره فجر شد اما در نهایت تنها دو سیمرغ نصیب فیلم شد. ابراهیم ایرج زاد در گفتگوی پیش رو درباره دنیای نخستین ساخته اش، انتقادات وارد شده به فیلم و واکنش ها به اتفاقات جشنواره فجر صحبت کرده است.

چه اتفاقی افتاد که برای نخستین فیلم بلند سینمایی خود به سراغ سوژه «تابستان داغ» رفتید؟ یک درام تلخ که شاید خیلی ها برای فیلم اول به سراغ آن نروند.

– برای مدتی طولانی تصمیم داشتم که داستانی با محوریت خانواده کار کنم که با فیلمنامه پیام کرمی مواجه شدم. فیلمنامه در ابتدا «بچه» نام داشت و همه آن فاکتورهایی که به دنبال آن بودم را در خود داشت. بازنویسی هایی بر اساس نظراتی که روی فیلمنامه داشتم صورت گرفت تا این که در نهایت «تابستان داغ» جلوی دوربین رفت.

 

پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

بحث «خانواده» از چه زاویه ای برای شما مهم بود؟

– بحث خانواده از این بابت برای من مهم بوده و هست که اصولا کوچک ترین اجتماع یک جامعه محسوب می شود. جامعه از نیروهایی که در خانواده پرورش پیدا می کنند، تامین می شود. متاسفانه نسل ما به ارزش ها و فاکتورهایی که برای سلامت خانواده اهمیت دارد توجه نمی کند. دوست داشتم به نحوی در فیلم به این موضوع بپردازم و ارکان خانواده، زن و شوهر و به خصوص محصول این خانواده یعنی فرزند که بعضا قربانی مسئولیت پذیر نبودن خانواده می شود را نشان دهم. همه این موارد را می توانید در پیکره فیلم «تابستان داغ» مشاهده کنید.

ما در «تابستان داغ» با دو خانواده روبرو هستیم. یکی خانواده زنی که جدا از همسرش و با دختر و برادرش زندگی می کند و دیگری خانواده ای که زن و شوهر هر دو پزشک هستند و بزرگ ترین دغدغه آنها چگونگی نگهداری از فرزندشان است. نقطه تلاقی این دو خانواده حادثه دلخراشی است که در میانه های فیلم به وقوع می پیوندد. نگران این موضوع نبودید که مخاطب با این ضربه عریان و تلخی که وارد مین کنید ارتباط برقرار نکند و حتی سبب دافعه شود؟

– این ریسکی بود که من پای آن ایستادم. به خاطر این که می دانستم با چنین درجه ای از واقع نمایی باید سراغ این سوژه رفت تا تاثیرگذاری درست آن را دید. معمولا ماجرای پلاسکو را در جواب به چنین سوالاتی مثال می زنم. اگر شما ماجرای فروریختن ساختمان را به حادثه مختصر یکی از طبقات تقلیل دهید، نه این ماجرا در این حد رسانه ای می شد و نه هیچ یک از مسئولان شهری را در سیاست گذاری تحت تاثیر قرار می داد. آن اتفاق هولناک بود که همه را متوجه نبود سیاست گذاری درست در بخش استانداردسازی ساختمان ها و به خصوص ساختمان های فرسوده کرد.

 

این مسئله برای من به همین ترتیب بود که اگر حادثه اصلی فیلم حادثه کم زوری باشد، مخاطب چندان آن را جدی نمی گیرد. کما این که در دل فیلم هم می بینیم اتفاقات کوچکی – مانند سوختن دست یکی از شخصیت ها – می افتد که کارکترها آن را صحبت معمولی می دانند. اینجا بحث سر این است که همیشه سهل انگاری و مسئولیت ناپذیری ختم به خیر نمی شود. احتمال دارد یکی از این سهل انگاری ها و بی توجهی به وظایفی که بر عهده ماست باعث اتفاقات ناگواری شود. به این دلیل بود که من مسیر پرداخت سینمایی فیلمنامه را به این صورت پیش بردم.

 

 پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

 

البته با این که فیلم «تابستان داغ» فیلم تلخی محسوب می شود دریچه های امید و شانس های مجدد برای کاراکترها لحاظ شده و هیچ یک از کاراکترها در بن بست قرار نگرفته و نمی گیرند و شانس هایی به آنها داده می شود تا خودشان را پیدا و عملکردشان را تصحیح کنند. یعنی از این بابت فیلم به مسیری می رود که در انتها می خواهد بگوید باید از داشته ها و از تعهداتی که در زندگی وجود دارد مراقبت کنیم. شاید در زندگی واقعی خودمان بتوانیم این شانس ها را به دست بیاوریم. کما این که ماه چند وقت اخیر اتفاقات مشابهی را در جامعه داشتیم؛ مانند ماجرایی که برای خانواده آتنا و بنیتا اتفاق افتاد. اینها بسیار ناراحت کننده و هولناک است که نمی توان به سادگی از آنها عبور کرد.

در برخورد با مخاطبان فیلم به این نتیجه رسیده ام که راهی که ما رفته ایم راه درستی بوده و تاثیری که انتظار داشتیم بر مخاطب گذاشته شده است. ریسک این اندازه تلخی در فیلم را فقط و فقط به دلیل بیان روشن و مثبتی که می خواستیم به مخاطب بدهیم، پذیرفتیم. شما یکسری فیلم تلخ دارید که وقتی آنها را تماشا می کنید، در نهایت چیزی عایدتان نمی شود و در نهایت یک تلخی بی پایان و بلاتکلیف به دست می آورید. این چیزی است که در «تابستان داغ» مطلقا وجود ندارد و به نظر فیلم مسیر درستی می رود.

شما در گفتگوهایی که این روزها و به مناسبت اکران فیلم انجام داده اید، به این که گفته می شود «تابستان داغ» تقلیدی از فیلم های اصغر فرهادی است واکنش نشان داده بودید. به هر حال فرهادی در سینمای اجتماعی واقع گرا در سینمای ایران و جهان نام مهمی است و نام های مهم معمولا روی پیرامون خودشان تاثیرگذارند. شما تاثیرپذیری از سینمای فرهادی در «تابستان داغ» را نمی پذیرید؟

– اصولا آقای فرهادی در فیلم هایش از فاکتورهایی استفاده می کند که سال ها و سال ها وجود داشته است. شما رد پای بخشی از مدل کاری را که آقای فرهادی انجام می دهد در سینمای هیچکاک می توانید ببینید. به عنوان مثال فیلم «گزارش» آقای کیارستمی که قبل از انقلاب ساخته شده، اگر فیلمسازی الان آن را می ساخت گفته می شد که تحت تاثیر سینمای فرهادی قرار داشته است. این مدل نگاه کردن به فیلم ها از بی توجهی به تاریخ سینما شکل می گیرد. اگر سیکل تاریخ سینما را مشاهده کنید متوجه می شوید که این مولفه ها حضور داشته اند.

 

برای مدل تعلیق، تصویرسازی و روند قصه گویی که اتفاق می افتد نمونه های زیادی چه از سینمای جهان و چه از سینمای خودمان می توان مثال زد. بخشی از کارهای آقای عیاری دقیقا به همین شک لاست. به دلیل توجه ویژه ای که آقای فرهادی توانست با کیفیت بالای کارهایش در سطح جهان به خود معطوف کند، سینمای او برجسته شده اما این نمونه ها را می توان در فیلمسازهای قدیمی تر از فرهادی در ایران و جهان هم دید.

از زاویه دیگری این مسئله به نوع تاکید فیلم ها بر سینمای اجتماعی باز نمی گردد؟

– بحث سر این است اصولا تنها بخشی که با توجه به ممیزی ها و برخی مشکلات دیگر اندکی راحت تر می توان به آن ورود و داستان گویی کرد، بستر اجتماعی است. ما نمی توانیم ژانر پلیسی داشته باشیم چون اصولا نمی توانیم پلیس بد داشته باشیم. وقتی شما نمی توانید پلیس بد داشته باشید، آن گاه دیگر فیلم پلیسی معنا پیدا نمی کند. شما ژانر سیاسی نمی توانید داشته باشید چون اصولا از زاویه دید سیاست گذاران، سیاستمدار بد وجود ندارد. این نکاتی است که باید به آنها توجه کرد.

 

 پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

 

همین فیلم های اجتماعی هم در فرآیند صدور پروانه ساخت چندین و چند بار اصلاحیه می خورد. به نظر می رسد تنها قشری که زیاد روی آنها حساسیت وجود ندارد، مردم عادی هستند. نمی توان سراغ آدم هایی که در لباس های رسمی حاضر هستند رفت برای این که محافظت سختی از آنها می شود. از سوی دیگر ژانرهایی وجود دارد که رفتن به سمت آنها مولفه هایی می خواهد. چون اگر شما بخواهید در ژانر کار کنید، باید به مولفه های آن ژانر وفادار باشید. مثلا ژانر نوآر مولفه هایی در خود دارد که اساسا با سازوکار سینمای ایران همخوانی ندارد.

 

اینها مسائلی است که نیاز دارد با دقت درباره آنها صحبت شود و به این سادگی نیست که ما بگوییم چرا فلان مدل فیلم ساخته نمی شود؟ اگر مقداری با شرایط سینمای ایران آشنا باشیم جواب سوالات مان را پیدا می کنیم. در سینمای ما خارج از پروانه ساخت و نمایش و مسئولان سینمایی، افراد دیگری هم نظر می دهند.

یکی از انتقاداتی که درباره فیلم «تابستان داغ» مطرح می شود نپرداختن کافی به جزییات است. البته فیلم سیر مشخصی دارد اما به نظر می رسد شخصیت پردازی کاراکترها همچون شخصیت ایمان به خوبی انجام نشده است.

– تاکنون آن چه من در برخورد با دوستان مواجه شده ام «تابستان داغ» را فیلمی موفق در پرداختن به جزییات می دانند. به نظر خود من هم جزییات زندگی کاراکترها یکی از مولفه های موفق فیلم است.

فکر می کنم آن قدر که به جزییات خانواده نسرین و فرهاد پرداخته می شود این اتفاق درباره خانواده ایمان و سارا نمی افتد؟

– بحث بر سر این است که ما دو خانواده داریم. این استراتژی از اینجا آمد که ما اگر بخواهیم این مسئله را در یک خانواده قرار دهیم و آن را هم حول همین یک خانواده پیش ببریم، احتمال دارد این سوءتفاهم پیش بیاید که این مشکل مختص به یک طبقه مخصوص اجتماعی دیده شده است.

 

به عنوان مثال اگر فقط از سمت کاراکتر نسرین (پریناز ایزدیار) و فرهاد (صابر ابر)] داستان روایت می شد، این ذهنیت به وجود می آمد که مسئله درباره طبقه پایین است. ما خط دوم و داستان خانواده پزشک را اضافه کردیم. خانواده ای که در یک شرایط اجتماعی متفاوت به لحاظ سواد و تمکن مالی قرار دارد. مسئله در این فیلم اصولا مسئله طبقه اجتماعی نیست. این مشکل برای همه خانواده ها عمومیت دارد.

 

پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

یکی از ویژگی های فیلم آن است که «تابستان دا» برخلاف فیلم هایی از این دست، تماشاگر را در پایان به حال خود رها نمی کند در عین حالی که قضاوت را به او واگذار می کند.

– اصولا من قائل به این نیستم که کاراکترها را در بن بست نگاه داریم و راه را برای آنها ببندیم چون در زندگی واقعی هم اگر واقع بین باشید و بخواهید حقایق را ببینید در سیاهی و ناامیدی کورسوی امید وجود دارد. ما می خواستیم رحمانیت و رحمیت خداوند در فیلم ما نشان داده شود. اگر برای کاراکتر سارا چنین اتفاق تلخی رخ می دهد با وضعیتی که برای او به وجود آوردیم، شانس ادامه دادن راه را برایش ایجاد کرده ایم.

 

در آن سوی ماجرا هم هر چه داستان جلوتر می رود شخصیت فرهاد به شخصیت بهتری تبدیل می شود و حتی تاوان اشتباهاتش را پس می دهد. مخاطبانی که فیلم را می بینند اگر خود را به جای کاراکترهای فیلم قرار دهند نباید احساس کنند که همه چیز از دست رفته است.

یکی از انتقاداتی که نسبت به فیلم مطرح می شود نوع نگاه به زن هاست. بخشی از این انتقادات مربوط به کاراکتر سارا و نوع برخورد سازندگان با این شخصیت است.

– این نظر شبیه همان نظری است که صحبت از تشابه فیلم با سینمای فرهادی می کند. آن کسی که این حرف را می زند به بخشی از فیلم اشاره می کند بدون این که قبل و بعد ماجرا را در نظر بگیرد. ما دو خانواده داریم و در هر خانواده مرد و زن را با نقاط قوت و ضعف قرار داده ایم.

با این دیدگاه که مطرح می کنید کاراکتر نسرین چگونه تفسیر می شود؟

– مادری که از قرص کلسیمی که برای سلامتی اش واجب است می گذرد تا به تنهایی از بچه اش مراقبت کند. در شخصیت نسرین بر وجوه مثبت و نقاط قوت تاکید شده در حالی که در شخصیت سارا نقاط ضعف پررنگ تر شده تا بتوان این مسئله را آسیب شناسی کرد. مسئله ای که در «تابستان داغ» درباره آن صحبت می شود این است که در خانواده های امروزی، رفتن به دنبال اهداف فردی است که باعث بروز چالش ها می شود.

 

پای صحبت های ابراهیم ایرج زاد، کارگردان «تابستان داغ»

فیلم «تابستان داغ» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در 12 رشته نامزد شد. در همان زمان گمانه زنی هایی اتفاق افتاد که فیلم شما همچون فیلم «ابد و یک روز» جوایز را در اختتامیه جشنواره درو کند. خیلی ها در همان ایام جشنواره فیلم شما را مشابه آن دانستند و کاراکتر نسرین فیلم شخصیتی شبیه به کاراکتر سمیه «ابد و یک روز» خوانده شد. در نهایت رکورددار نامزدی در ادوار جشنواره فیلم، تنها در دو رشته فنی موفق به دریافت جایزه شد. چه اتفاقی در آن روزها افتاد؟

– من به عنوان یک اهل سینما تربیت شده ام و از بزرگ ترها یاد گرفته ام که فیلم را فقط برای جایزه نسازم. البته خیلی خوشحال می شوم وقتی فیلم من جایزه بگیرد و مورد توجه واقع شود. فیلم «ابد و یک روز» سعید روستایی سینما را تحت تاثیر خود قرار داد و این تاثیرگذاری اگر قرار باشد برای بار دوم اتفاق بیفتد، آن قدر سخت است که خیلی ها به آن واکنش نشان می دهند. اتفاقات جشنواره فیلم فجر برای بسیاری از بزرگ ترهای من نیز افتاده است. به عنوان مثال فیلم «شهر زیبا»ی اصغر فرهادی در سال 82 در 11 رشته نامزد شد و فقط به دلیل صدابرداری سیمرغ گرفت.

 

آقای فرهادی الان کجاست؟ اگر من فیلمساز خوبی هستم و قرار نیست این فیلم اول و آخر من باشد، می توانم با فیلم های بعدی خودم را اثبات کنم اما اگر بخواهم وجه منفی ماجرا را مطرح کنم می توانم دلایل خیلی روشن و واضحی بیاورم که در جشنواره فجر بر ما چه گذشت اما برای سینما ارزش بیشتری قائل هستم و فکر می کنم نباید با این مسائل دلسرد شد و لب به اعتراض باز کرد. سینما یک مسیر است و باید از این مسیر لذت برد.

دسته بندی : سینما
برچسب ها :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

به روایت تصویر

آرشیو »