خانه » مطالب علمی » زناشویی » زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

[ad_1]

روزنامه سازندگی – کاوه فیض اللهی: عصر روز سه شنبه چهارده فروردین امسال پلیس آمریکا، پس از دریافت گزارش هایی از حضور یک تیرانداز در مقر شرکت یوتیوب (YouTube) در سان برونو در کالیفرنیا به آنجا هجوم برد. به گزارش پلیس، ماموران وارد صحنه ای بسیار آشفته شدند که در آن کارمندان از ساختمان می گریختند.

آنطور که در گزارش ها آمده تیرانداز در اثر شلیک به خود جانش را از دست داد و چهار قربانی در بیمارستان مجاور بستری اند. اگرچه این روزها تیراندازی به گروهی از مردم کمابیش عادی شده و مانند گذشته خبر تکان دهنده ای به شمار نمی آید (در یک سایت اینترنتی که خبر این تیراندازی ها را ثبت می کند، برای سال 2017 که هنوز چیزی از آن نگذشته چندین مورد ثبت شده است)، اما در ماجرای تیراندازی در دفتر یوتیوب یک نکته شگفت انگیز وجود دارد؛ تیرانداز زن است. (دختری ایرانی به نام نسیم نجفی اقدم)

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

به عقیده متخصصان رفتار انسان، این خبر تکان دهنده است زیرا نرخ خشونت در زنان بسیار پایین تر از مردان است و در میان انواع خشونت، قتل عام یا کشتار جمعی توسط زنان بسیار عجیب تر است زیرا این پدیده ای است که بیش از همه مردانه است. زنانی که انبوه مردم را بی هدف کشته باشند به گفته جیمز گاربارینو (Garbarino) روانشناس دانشگاه لویولا در شیکاگو که درباره خشونت در انسان تحقیق می کند، «به اندازه ای کمیاب اند که تاکنون بررسی نشده اند. یعنی موارد کافی برای بررسی وجود ندارد.» در سال 2015 یک تیرانداز زن در سن برناردینوی کالیفرنیا به روی مردم آتش گشوده بود.

جنسیت و خشونت

در مجموع زنان خیلی کمتر از مردان آدم می کشند. به گفته آدام لنکفورد (A. Lankford) استاد حقوق جنایی و نویسنده کتاب «افسانه شهادت: انگیزه واقعی بمب گذاران انتحاری. تیراندازی خشمگین و قاتلان خودکُش» (2013) در ایالات متحده تنها 10 تا 13 درصد قتل ها را زنان مرتکب می شوند. به گفته لنکفورد، هنگامی که زنان دست به قتل می زنند، خیلی کمتر از مردان احتمال دارد که سلاح گرم را برای انجام این کار انتخاب کنند. تنها 8 درصد از کسانی که با اسلحه گرم آدم می کشند زن هستند. در مقایسه 4 درصد از قتل های ناشی از مسمومیت و 20 درصد از قتل ها به وسیله آتش را زنان مرتکب می شوند. اگرچه به درگیری های میان نجفی اقدام با یوتیوب بر سر نحوه پرداخت ها و ممنوعیت ها اشاره شده

و پدرش از «نفرت» دخترش نسبت به یوتیوب خبر داده، اماهنوز برخی انگیزه های واقعی او در هاله ای از ابهام است. به گفته مری الن اتول، بازنشسته بخش آرشیو پلیس فدرال آمریکا و نویسنده کتاب «غریزه های خطرناک: چگونه حس درونی مان به ما خیانت می کند» (2013) در مورد تاشفین مالک، تیرانداز زن زاده پاکستان و بزرگ شده در عربستان که همراه پاکستانی دیگری به نام سید رضوان فاروق، در دسامبر 2015 مهمانان کریسمس را در تالار کنفرانس مرکز منطقه اینلند در سن برناردینوی کالیفرنیا به گلوله بست (14 کشته و 18 مجروح) مورددیگر آزاری یا سادیسم آشکار بود و این دو نفر پس از کشتار مردم بی گناه در تبادل آتش با پلیس کشته شدند.

بمب گذاری انتحاری زنان نیز بی سابقه نیست، اما منفجر کردن خود شکل بسیار منفعلانه ای از خشونت است. به گفته اوتول شلیک کردن به سالنی پر از مردم بی گناه که از ترس کز کرده اند، لذت بردن از زجر دیگری و بسیار سادیستی است. «و خشونت سادیستی از این نوع تقریبا فقط در مردان مشاهده می شود.»

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

فاصله میان دو جنس

البته بیشتر مردان بدون آن که کسی را بکشند عمرشان را به پایان می رسانند. و انگیزه های جنایت بسیار فردی هستند؛ از سوی دیگر همه زنان و مردانی که دست به قتل می زنند نیز این کار را به دلایل یکسانی انجام نمی دهند. به گفته کارشناسان هر مورد منحصر به فرد است، اما در ترکیب زیست شناسی و روابط اجتماعی مردان چیزی هست که آنها را نسبت به خشونت مستعدتر می سازد. جالب آن که این شکاف بین جنسی در خشونت تقریبا در تمام فرهنگ های جهان یافته می شود. هیچ پاسخ ساده ای برای این تفاوت وجود ندارد. آسان ترین نظریه برای فهم احتمالا نظریه ای تکاملی است:

مردان طی صدها هزار سال تکامل برای تهاجم پاداش گرفته اند. در شمپانزه ها به عنوان نزدیک ترین خویشاوند منقرض نشده انسان در میان نخستی ها نیز تمایل به خشونت دیده می شود (بونوبوها، یا شمپانزه های کوتوله که خویشاوندی شان با انسان به اندازه شمپانزه های معمولی نزدیک است، به مراتب صلح جوترند، هر چند پژوهش های اخیر نشان داده اند که آنها هم جلب افراد خشن می شوند.) خشونت می تواند برای نرها جایگاه ایجاد کند، چه در شمپانزه ها و چه در انسان. فقط کافی است ببینید که چگونه قهرمانان فیلم های اکشن دل دختر محبوب شان را به دست می آورند.) و برای نرها، نداشتن جایگاه به معنای از دست دادن جفت گیری است.

در واقع به گفته لنکفورد ناکامی جنسی موضوعی است که در نوشته های بسیاری از مردان تیرانداز به سوی مردم دیده می شود. بسیاری از این تیراندازان بیانیه هایی از خود به جا گذاشته اند که در آنها به وضوح و تفصیل از نفرت خود از زنان و از مردانی که به آسانی با زنان ارتباط برقرار می کنند سخن گفته اند. به عبارت دیگر حاضرند میز بازی را به هم بزنند، چون در بازی راه شان نداده اند. لنکفورد می گوید: «در عوض، من هیچ موردی از مهاجمان زن سراغ ندارم، اگرچه نمونه کوچکی در اختیار داریم، هیچ کدام شان را نمی شناسم که از ناکامی گله کرده باشند.» کاترین نیومن (K.Newman)، جامعه شناس دانشگاه ماساچوست در امهرست، می گوید

در تیراندازی هایی که در مدرسه ها روی داده و تقریبا منحصر به پسران بوده، جایگاه همواره نقش مهمی داشته است. نیومن نویسنده کتاب «خشم افسارگسیخته: ریشه های اجتماعی تیراندازی در مدارس» (2015) معتقد است هرگز موردی از تیراندازی معمول در مدارس توسط یک دختر انجام نشده است. در سال 1979در سن دیه گو یک دختر نوجوان که روبروی یک مدرسه ابتدایی زندگی می کرد، یک روز صبح از خانه خودش شروع به شلیک به دانش آموزان و پرسنل مدرسه کرد. اما به گفته نیومن در تمام موارد تیراندازی تصادفی در زمین مدرسه توسط شخصی که بخشی از اجتماع خود آن مدرسه باشد، تیرانداز مرد بوده است. به عقیده نیومن، این پسران و مردان جوان ممکن است در حال پاسخ دادن به یک قاعده فرهنگی پذیرفته شده باشند

که خشونت را با مردانگی یکی می داند. بیشترشان تنها هستند. آنها برای پیوستن به گروه های اجتماعی تلاش می کنند اما موفق نمی شوند. تجربه آنها از جنس ناامیدی و تحقیر است. به همین دلیل، به گفته نیومن، تصمیم می گیرند شخصیت بازنده خودرا با چیزی خوشایندتر عوض کنند: «متاسفانه آن چیز خوشایندتر نقش ضدقهرمان است.» به گفته نیومن، اما ضدقهرمان خشن بودن برای زنان برخلاف مردان جذاب نیست. ناکامی آنها در جلب توجه و شهرت به شیوه های دیگری بروز می کند که معمولا شامل آسیب به خود یا پخش شایعات زننده است. این وضعیت به ویژه در مورد مهاجرانی که به سختی می توانند با جامعه میزبان کنار بیایند پررنگ تر می شود.

با این همه، به گفته گاربارینو، نویسنده کتاب«ببین جین می زند: چرا دختران دارند خشن تر می شوند و در این مورد چه می توان کرد» (2006). فاصله میان دختران و پسران از نظر رفتار تهاجمی کمتر شده است. به گفته او «25 سال پیش به ازای هر دختر نه پسر به جرم حمله بازداشت می شد، این نسبت اکنون به یک دختر در برابر چهار پسر رسیده است. رسانه های پرمخاطب تر دختران و زنان را بیشتر حین انجام کارهای خشن نشان می دهند که این مدل می تواند الگویی برای تهاجم زنان فراهم کند. با این همه به گفته گاربارینو، شکاف میان دو جنس در خشونت منجر به مرگ برخلاف شکاف در اشکال کلی خشونت کاهش نیافته است.

علت این روند هنوز ناشناخته است. ممکن است مردان در برابر این پدیده به لحاظ زیست شناختی آسیب پذیرتر باشند. تغییرات ژنی به نام MAOA همراه با محرک های تنش زایی همچون تجاوز یا مصرف مواد در ابتدای دوران رشد و شکل گیری شخصیت می تواند احتمال ارتکاب جنایت در مردان را افزایش دهد. از این گذشته، به گفته گاربارینو مردان بیش از زنان احتمال دارد که بر مبنای اصول انتزاعی تصمیم اخلاقی بگیرند، در حالی که در زنان اخلاق عمدتا مبتنی بر همدلی است. به گفته او «فرهنگ مربوطه هر راهی برای توجیه خشونت پیش پای افراد بگذارد، احتمال آن که از سوی مردان پذیرفته شود بیشتر است.»

زنان؛ تیراندازان کمیاب، اما رو به افزایش

دو تیرانداز سن برنادینو

پرسش های بی پاسخ

با به دست آمدن اطلاعات بیشتر درباره پرونده سن برنادینو، معلوم شد که دو تیرانداز زن و مرد که والدین نوزادی شش ماهه بودند، احتمالا فکر می کردند خشونتشان کاملا موجه و بحق است. پلیس فدرال آمریکا درباره این پرونده به عنوان یک اقدام تروریستی تحقیق کرد که آن را از بسیاری پرونده های تیراندازی به جمع در ایالات متحده متمایز می سازد. سال گذشته گزارشی 55 صفحه ای درباره این تیراندازی منتشر شد که نشان داد این زن و شوهر در مجموع حدود 80 خشاب خالی کردند و پلیس در مجموع بیش از 40 بار به آنها شلیک کرد. اما تیراندازی به جمع چنان که در مورد تیراندازی در دفتر یوتیوب هم دیده می شود، برخلاف زوج تروریست سن برناردو که نتیجه یک همکاری دو نفره بود، معمولا به تنهایی انجام می شود.

در واقع به گفته لنکفورد، تیرانداز تنها معمولا قصد خودکشی دارد و می خواهد دیگران را نیز با خود به گور ببرد. اما هنگامی که مهاجمان دو نفر باشند، معمولا فقط یک نفرشان قصد خودکشی دارد و دیگری همراهی اش می کند. حتی در این صورت، باز هم شباهت هایی در انگیزه های خودویرانگرانه تروریست ها و قاتلان دیوانه وجود دارد. در مورد بسیاری از مردان تروریست نیز همچون مردان تیراندازبه جمع، به ویژه تروریست هایی که به سنت های مذهبی سختگیرانه پایبندند، ناکامی جنسی ممکن است نقش پررنگی بازی کند. برای مثال، دوستان و خانواده محمد عطا، که در عملیات تروریستی 11 سپتامبر هواپیماها را ربود، او را فردی بسیار خجالتی و بی دست و پا در ارتباط با زنان توصیف کردند.

عمر فاروق عبدالنوشته یا عمر فاروق نیجریه ای معروف به «بمب گذاری لباس زیر» که در سال 2009 تلاش کرده بود با استفاده از ماده منفجره پلاستیک (پینتریت) که در لباس زیرش پنهان کرده بود هواپیمای پرواز آمستردام به دیترویت را در روز کریسمس منفجر کند، در پست های اینترنتی اش آشکار کرد مرد جوانی است که تلاش می کند خلأ میل جنسی اش را با جهاد پر کند. او که پسر بانکداری ثروتمند در نیجریه است و اکنون به چهار بار حبس ابد به اضافه پنجاه سال زندان محکوم شده، در سال 2005 در پستی نوشت«هنگامی که تنها می شوم میل جنسی طبیعی ام بیدار می شود و من برای کنترلش تقلا می کنم، که گاهی منجر به گناهان کوچکی همچون پایین نیاوردن نگاه در حضور زنان بی حجاب می شود.»

به گفته لنکفورد، در بعضی فرهنگ ها و از جمله در میان بنیادگرایان، شهادت ممکن است به عنوان مفری در ممنوعیت خودکشی نیز عمل کند. در مورد زن و شوهر پاکستانی که در سن برناردینو اقدام به تیراندازی کردند، مشخص نیست که آیا هیچ کدام شان قصد خودکشی داشتند یا نه، اما در فرم های طلاقی که پدر و مادر تیرانداز در دادگاه پر کرده بودند، اشاره شده که پدرش بدرفتار بوده و در برابر فرزندانش تهدید به خودکشی کرده بود. سابقه خانوادگی مشکلات روانی و اقدام به خودکشی از عوامل تاثیرگذار بر ایجاد تمایل به خودکشی است. لنکفورد می گوید: «من این ایده را رد نمی کنم که در این مورد نیز ممکن است نوعی مشکل روانی یا تمایل به خودکشی نقش داشته باشد.»

فرهنگ و بیماری روانی به شیوه های غیرمنتظره ای بر هم اثر می گذارند. برای مثال، پژوهشگران در مقاله ای که در سال 2014 در «ژورنال روانپزشکی بریتانیا» به چاپ رسید، گزارش کردند که 70 درصد از آمریکایی های مبتلابه انواع روان پریشی (سایکوز) که در سرشان صداهایی می شنوند می گویند این صداها آنها را تشویق به خشونت می کنند. این رقم در هند 20 درصد و در غنا فقط 10 درصد است. به گفته گاربارینو «ما نمی دانیم کسانی که از نظر ما دیوانه هستند، پیام ها و قواعد فرهنگی بزرگ تر را چگونه درک می کنند.» مشخص نیست که آیا زن تیرانداز در مقر یوتیوب برای این کار برنامه ریزی کرده بود یا نه. اما به گفته اتول این نوع تیراندازان معمولا بی مقدمه اقدام نمی کنند.

برای مثال آن طور که بازرسان پرونده دریافتند، تروریست های سن برناردینو احتمالا سال ها سرگرم برنامه ریزی برای این حمله بودند. هولناک آنکه بسیاری از آدم ها استعداد زیادی در نقش بازی کردن دارند و می توانند در دوره ای که تدارک حمله مرگبارشان را می بینند وانمود کنند که یک زندگی عادی دارند. حتی فراهم کردن یک زندگی خانوادگی شاد، از جمله نوزاد شش ماهه شان می تواند بخشی از این تدارکات برای القای این توهم باشد. اتول در سال 2015 درباره تاشفین مالک گفته بود: «در اینجا با زنی بیرحم سروکار داریم، نمی توانم به شما بگویم که در پلیس فدرال آمریکا روی چند پرونده کار کرده ام که در آن پدر و مادر بچه های خودشان را کشته اند. در این مورد با زنی عادی که سرشار از دلسوزی و عشق بی پایان به فرزندش است سروکار نداریم.»

[ad_2]

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است