پس از هفت سالگی…

      ۱۲ بهمن ۱۳۹۵      ۰       1405 بازدید        
میگنا: افزایش قدرت تفکر و سن رفتن به مدرسه دو عامل اصلی ایجاد کننده این تغییرات هستند. در ادامه برخی از این تحول ها را بررسی خواهیم کرد. هدف از بیان این مطلب این است که والدین در صورت مشاهده ویژگی های زیر در فرزندشان، برخوردی منطقی و مهربانانه با او داشته باشند و بدانند که این حالات طبیعی هستند. تقلید از مدرسه به جای خانوادهتا پیش از هفت سالگی کودک خودش را با خانواده هماهنگ می کند و تلاشش را برای همانندسازی و تقلید از پدر و مادرش به کار می گیرد. هرچند گاهی دامنه این تقلید را گسترش می دهد و از رفتارهای بستگان و دوستان نیز الگو برداری می نماید اما الگوی اصلی و بی رقیب او خانواده هستند. پس از هفت سالگی این وضعیت به کلی دگرگون می گردد زیرا او ناگهان وارد فضای مدرسه می شود و با مجموعه گسترده ای از معلمان و دانش آموزان رو به رو می شود. در این شرایط او ناخوآگاه متوجه می شود که برای تقلید، حق انتخاب دارد و دیگر مجبور نیست فقط به خانواده اش نگاه کند. غروردر هفت سالگی غرور به ویژگی های روانی کودک افزوده می شود زیرا می بیند هم قدرت تصمیم گیری و فکر کردنش بیشتر شده هم بسیاری از کارهای شخصی اش را می تواند به تنهایی انجام دهد و دیگر وابسته به والدینش نیست بنابراین احساس غرور می کند. سه ویژگی که در ادامه می آیند نتیجه همین احساس غرور هستند. ابراز نکردن علاقه به والدین اگر والدین خوش اخلاق باشند کودک مثل دوران پیش از هفت سالگی به آنها علاقه خواهد داشت اما تغییری که در این میان صورت می گیرد این است که او دیگر آن محبت را ابراز نخواهد کرد یا دست کم می توان گفت کمتر آن را نشان خواهد داد. والدین در این دوره نباید احساس نگرانی کنند چون این امر یک ویژگی طبیعی است. برخورد سرد با دیگرانکودک پس از هفت سالگی برخورد سردی با دیگران خواهد داشت و این حالت تا پایان دوران نوجوانی ادامه می یابد. در واقع او مشکل پسند شده و دیگر از هرکسی خوشش نمی آید. کودکان زیر هفت سال این طور نیستند و خیلی زود با دیگران صمیمی می شوند اما هفت ساله ها حتما باید از یک نفر خوششان بیاید تا به او روی خوش نشان دهند. توقع احترامکودک در این سن توقع دارد که به او احترام بگذارند. حتی حاضر نمی شود با او رفتارهای بچگانه انجام دهند. مثلا اگر در موقعیت خاصی والدین مجبور شوند او را بغل کنند لب به اعتراض گشوده و می گوید مگه من بچه کوچولوام؟! بی توجهی به تذکراتهفت ساله ها دیگر حوصله تذکرهای پدر و مادر را ندارند. آنها فکر می کنند قدرت تشخیص پیدا کرده اند بنابراین خوششان نمی آید که والدین سر هرکاری به آنها بگویند چکار کنند. این ویژگی سرآغاز لج بازی های تکرار شونده و بلند مدت خواهد بود و در دوران نوجوانی به اوج خود می رسد. بالا رفتن سطح توقعات اگر کودک تا دیروز با یک عروسک کوچک یا ماشین اسباب بازی ساده راضی و خوشحال می شد امروز دیگر آن گونه نخواهد بود. او عروسک بزرگتر، ماشین کنترلی، کیف های رنگارنگ و دفترهای فانتزی می خواهد. بسیاری از این درخواست ها به دلیل مشاهده سر و وضع همکلاسی های دیگر در کودک شکل می گیرند بنابراین والدینی که وضع مالی خوبی دارند نباید کودک را با وسایلی به مدرسه بفرستند که بقیه بچه ها اصطلاحاً قند تو دلشان آب بشود و از پدران شان امکانات و چیزهایی درخواست کنند که در توان تهیه آنها نباشد. نویسنده: محمد حمله دار

اين صفحه با چنين واژه‌هايي يافته شده‌است

  • مشاوره درموردکودکان
دسته بندی : روانشناسی کودکان
برچسب ها :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

به روایت تصویر

آرشیو »